على بن حسين واعظ كاشفى
مقدمه مصحح 9
رشحات عين الحيات ( فارسي )
قساوت و بىرحمى و سفاكى به ظاهر مسلمانى متدين بود و در هر كجا از طبقه علماء و زهاد و سادات و عارفان و صوفيان عاليقدر نشانى مىجست براى عرض ادب و ارادت و تبرك جستن به خدمتشان مىشتافت و گاه در مباحثات كلامى و شرعى آنها شركت مىكرد و يا دستور مىداد كه ايشان را باعزاز و اكرام به سمرقند اعزام دارند ، چنان كه مولانا سعد الدين مسعود بن عمر تفتازانى عالم جليل و صاحب كتاب معروف مطول را با عزت تمام از سرخس به سمرقند احضار و در تعظيم و تكريم او مبالغه بسيار نمود و در مجلس خود به نزديك مسند خود جاى مىداد و نيز در سفر اول خويش بفارس ، علامه و عارف عاليقدر مير سيد شريف جرجانى مدرس مدرسه دارالشفاى شيراز را با خود بسمرقند برد و از طرف ديگر چون بعمران و آبادى بلاد بهويژه شهر سمرقند پايتخت خود علاقمند بود و به آن دلبستگى خاص داشت پس از فتح هر شهرى هنرمندان و صنعتگران و اهل فن را انتخاب و به آن شمر روانه مىكرد تا در نوسازى و تجديد بناى آن مشغول شوند . 3 - شهر سمرقند : اين شهر كه تا آغاز قرن هفتم از حيث آبادانى و ثروت و وسعت و كثرت جمعيت از امهات بلاد ماوراءالنّهر بود در فتنه مغول چون ديگر بلاد
--> - بود ، اين بيت را به صورت زير تغيير داد بشعر حافظ شيراز مىرقصند و مىنازند * سيهچشمان كشميرى و تركان سمرقندى ( مطلع السعدين ج 1 چاپ هند )